Coffeedeltangi

خرید بک لینک
بین این همه سردرگمی ک داری خوبه ک ی آهنگ بهت حس آرامش بده ....کاری اصن ب معنی شعر ندارما ولی خیلی آرومت میکنه ....همینجوری وقتی گوشش میدیا انگار تو هوایی

فک کنم زیادی جو گیر شدم انقدم ک من میگم فوقالعاده نباشه ولی من ک خودم خععععععلی دوس داشتم

بعدشم ب نظرت دوستت باید احترام بزاری ....منظوری نداشتما همیجوری گفتم

نمیشه لینکشو گذاشت

ولی اسمش افساره ....

دوس داشتی گوشش بده ببین خوبه یا نه ؟؟؟

شایدم گوش دادید اخه توی شهرزاده ....

Coffeedeltangi...

ما را در سایت Coffeedeltangi دنبال می‌کنید

برچسب: پرواز, نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 14:57

سلام من دوباره اومدم این چند وقته ن حوصله تلگرامو وبو ن هیچ کوفت و زهرماری رو داشتم تا قبل از اعلام رشته ک ی جور استرس داشتم الانم ک نتایج اومده علاوه بر استرس همه حسی دارم ب جز خوشحالی نمیدونم چ مرگمه ، نمیدونم اصلن حس خوشحالی و خوشایندی ندارم حالا این حسم بیشتر شده و اون ب خاطر اطرافیانت بود ک فهمیدن و وقتی دیدنت دریغ از ی محل کوچیک انقد خودشونو گرفته بودن ک من حس کردم ی لحظه دنیا برعکس شده Coffeedeltangi...ادامه مطلب

ما را در سایت Coffeedeltangi دنبال می‌کنید

برچسب: خودش, نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 14:57

سلام میخام تعریف کنم از روز اول دانشگاهم من ساعت 7بلند شدم کارامو کردم ک زوددبریم تاساعت 8:30 اونجا باشم خلاصه با کلی دنگ و فنگ و ترافیک و پیداکردن در شرقی دانشگاه ساعت 9 از در شمالی رفتیم تو با مامانم پیاده شدم ک بریم دانشگاه بود و لی سالنی ک توش جشن میگرفتن نبود وای خاکبرسرم حالا چیکار کنم !!!! دیگ خلاصه ساعت9:30رفتیمو تو یکی از تالارا مستقر شدم و مامانم ی تالار دیگ من ک تا ساعت 11 وایساده Coffeedeltangi...ادامه مطلب

ما را در سایت Coffeedeltangi دنبال می‌کنید

برچسب: خاطره, نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 14:57

امروز روز دوم از ورود ب دانشگام بود ک فقط یه کلاس 8_10 داشتیم و من باید تا ساعت 12 منتظر اتوبوس میموندم دیگ از بگم صب ساعت 5:30 بیدارشدم تا اومدم برم 6:15 شد ک دیگ تو اتوبوس جای نشستن نبود من روی ی جارپایه نشستم خیلی خنده دار بود ساعت 7:30 رسیدم دانشکدمون گفتم شاید تنها باشم ولی 3 تا دختر قبل از من اومده بودن کلاس بیوشیمی داشتیم ینی من عاشقشم هم درسش هم استادش استادش خیلی مهربونو ارومه تا است Coffeedeltangi...ادامه مطلب

ما را در سایت Coffeedeltangi دنبال می‌کنید

برچسب: خاطره,درسی, نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 14:57

سلام میخام تعریف کنم از روز اول دانشگاهم من ساعت 7بلند شدم کارامو کردم ک زوددبریم تاساعت 8:30 اونجا باشم خلاصه با کلی دنگ و فنگ و ترافیک و پیداکردن در شرقی دانشگاه ساعت 9 از در شمالی رفتیم تو با مامانم پیاده شدم ک بریم دانشگاه بود و لی سالنی ک توش جشن میگرفتن نبود وای خاکبرسرم حالا چیکار کنم !!!! دیگ خلاصه ساعت9:30رفتیمو تو یکی از تالارا مستقر شدم و مامانم ی تالار دیگ من ک تا ساعت 11 وایساده بودم خوراکی بهمون دادنو سخنرانیو جشن ... ساعت 11 همیارم بم گفت ک بریم دانشگاهو نشونت بدم رفتیمو تا ساعت تقریبا 12:45 کارمون تموم شدو رفتیم سلف غذاش کوبیده بود حالا بد نب Coffeedeltangi...ادامه مطلب

ما را در سایت Coffeedeltangi دنبال می‌کنید

برچسب: خاطره روز اول مدرسه,خاطره روز اول دانشگاه,خاطره روز اول کارورزی,خاطره روز اول مهر,خاطره روز اول عید,خاطره روز اول تدریس,خاطره روز اول,خاطره روز اول نامزدی,خاطرات روز اول مدرسه,خاطرات روز اول دانشگاه, نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 11:20

صفحه بندی